تبلیغات
فریاد سکوت ها - افسانه حیات


اینجا زمین است سیاره هبوط آدم و حوای مهربان

با فرصتی،برای کشتن در خاک این زمین

مهمان چند روزه،این دشت لحظه ها

رفته است هر که آمده....ما نیز میرویم با کوله بارحاصل بذری که کاشتیم

در رخصت فلاحت در لحظه های عمر بر کشتن کن نظر

ما هر چه کشته ایم،با خویش می بریم

لبخندبر لبان مردم خوب دیار خویش

یک دانه از گیاه سخاوت،در این کویر

با یک نهال شوق،که در دل نشانده ایم

ما هرچه کرده ایم ،با خویش کرده ایم

تا فرصتی به جاست دریاب، مزرعه عمر خویش را

برکن بساط خارفراوان، که کشته ای این بذر خشم و کین

دریاب لحظه ها را....در فرصتی که از این عمر مانده است

بر دشت سینه ها،اینک نهال عشق و محبت جوانه کن

هنگامه درو،شرم است پیش باغبان جهان..حاصل ز کین

ای نفس رهگذر........بر کشته کن نظر

از ما چه مانده است؟؟!!!

با خود چه می بریم!!!



تاریخ : دوشنبه 17 آذر 1393 | 01:35 ب.ظ | نویسنده : شیرین | نظرات
.: Weblog Themes By Theme98.com :.

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس